خانه »»»» دست نوشته ها »»»» سپید و سیاه

سپید و سیاه

بنام خدا : روشنایی و تاریکی همیشه بوده مهم اینه که چقدر سمت نور باشی تا هرگز سیاهی وجودت رو احاطه نکنه  ، نوری که از ایمان و عشق لایتناهی به خدا سرچشمه بگیره و الا میشه با نور پروژکتور هم روشن بود!!!
image

همچنین ببینید

wpid-wp-1450181978332.jpg

چرا من؟

«چرا من؟» همیشه داستان از یک سوال ساده شروع می‌شود و چه تفاوتی می‌کند که …

۱۷۲ دیدگاه

  1. سلام عموپورنگ
    لطفا تو وقتهای ازادی که درارید تومیط وب به وبلاگ منم سری بزنید.مشتاق نگاه های مهربان شما
    df.com.loxblog.com ادرس وب شهر شب
    راستی تو اپارات هم کلیپ های شما ارسال شده توسط من هم هست اگه اینم نیم نگاهی بندازیدممنون میشوم
    اگه همون قدر که ما برای نوشتن نظرات یا دیدن وبلاگ شما وقت میگذاریم ارزش قائل بشیداون وقت به معنای درست عمو پورنگ میرسیم

  2. عمو می دونم قلب مهربونی داری و شک ندارم اما عمو واقعا چرا با طرفداراتون این کارهارو انجام می دید من باید بمی رم تا شما با طرفدارانتون چنین رفتاری نداشته باشید؟عمو تعجب نکنید چند وقت پیش پسری به خاطر خداحافظی فرهاد مجیدی از دنیا رفت و این پسر ارزو داشت که فرهاد به او یک ایمیل بزند.
    پس عم. جون توکه انقدر گلی این مشکلات رو حل کن چون من الان خیلی وقته منتظر یک ایمیل یا یک نظر به وبلاگم هستم.دوستون دارم.منیره

  3. عمویی شعر منو تایید نکردین؟ :(
    بخدا خودم گفتم. تازه معلم ادبیاتمونم میگه عالی شعر میگی. انشاهاتم که قشنگن برو تو مسابقات کانون فرهنگی شرکت کن.
    عمویی خوشتون نیومد؟ :-(
    پس دیگه شعر نمیگم. یا اینکه سعی میکنم بهتر بگم. مرسی

  4. خدایا!
    یا توری بفرست یا نوری…
    ماهی کوچک تو,از تاریکی و تنهایی میترسد…

  5. سلام
    عموجان یه گله از اصفهانیها دارم که با اجازه شما میخوام بگم تا یه ذره آرومم کنه
    عمو زمانی که شما به مناسبت جشنواره به اصفهان رفته بودید من و خانواده ام برای دیدن شما به اونجا اومدیم .
    چهارشنبه شب از یزد حرکت کردیم وبه اصفهان اومدیم خداروشکر از ترمینال کاوه تا سالن
    جشنواره راه زیادی نبود ولی نتونستم برای برنامه صبح اونروز خودمو برسونم ولی برای برنامه بعدازظهر باکلی شوق و ذوق از باغ فدک تا سالن رو به همراه برادرم اومدیم سوغاتی هم برای شما آورده بودیم ولی عمو مسوولای دم در چون بلیط نداشتیم بهمون اجازه ندادن که بیایم داخل سالن. عمو هر چقدر ما التماس کردیم گریه کردیم که همین امروز صبح رسیدیم و شبم باید برگردیم فقط اجازه بدین ما عمو رو ببینیم و بریم فایده نداشت.
    تا اینکه برادرم گفت خب ما نمیایم داخل سالن حداقل این هدیه و شیرینی رو به دست عموم برسونید اون مسووله هم ازمون قبول کرد که به دست شما برسونه امیدوارم که اینکاررو کرده باشه.
    ما برای همون شب بیلط برگشت داشتیم عمو بخدا توراه من و داداشم شب تا صبح تو اتوبوس فقط اشک ریختیم چون بدجور دلمون رو شکوندن منم حسابی میون گریه هام شکایت اونارو پیش خدا کردم .
    ولی اینم میدونم که قانونش این بود که کسانی که بلیط ندارن نمو تونند برن داخل ولی قانون هم بعضی جاها برای بعضی افراد استسنا داره.
    عمویی بخدا شرمنده ام که گلایه کردم چون به قدری دلم شکست که اشکهایی که من اونشب ریختم تو این چندسالی که عمر از خدا گرفتم بی سابقه بود.

    • من از طرف تموم اصفهانیا از باران خانم معذرت خواهی میکنم!

      خدایا…
      اعتراف میکنم
      وقتی تو را دارم
      هیچ غمی ندارم
      چون تو جبران تمام نداشته هایم
      هستی

    • سلام باران

      مردم اصفهان که همشون مسئول نبودنند همون چندنفری که بودنند خوب باید از قانون پیروی میکردننددرسته کمی هم حق با شماست اما من فقط اینو مینویسم جمع نبند(اصفهانی ها) بنویس بعضی ها….

  6. عموجان سلام.
    چه عکس جدی ای!!! :yes: :kissed:
    خیلی عکس نازی شده.
    موفق باشین.
    یاعلی..
    پی نوشت:
    راستی این پست خیلی خوب بود.(من سعی میکنم که فارسی رو پاس بدارم.برای همین از معادل این کلمات استفاده میکنم. O:-) O:-) O:-) )

  7. سلام عموی مهربانم.شبتون بخیر.می خواستم یه نظر بدم:می شه هروقت که مصاحبه دارید یا به یک برنامه دعوت شدید به کسانی که به سایت شما وصل اند یک ایمی بدید تام هم اون برنامه رو ببینیم چون بار ها شده که شما به یک برنامه رفتید و من خبر نداشتم وبعد خیلی گریه کردم.لطفا به نظرم فکر کنید.دوستتون دارم.منیره

  8. عمو یه چیز میگم بین خودمون بمونه…..عمو من فقط تو این عکس دماغ میبینم که…..!! عمو منو ببخش که اینو میگم ولی حقیقت تلخه…..یه وقت خدای نکرده فکر نکنید که دارم توهین می کنما…..به خدا من شما رو اندازه پدر و مادرم دوستون دارم

  9. بسمه تعالی
    سلام عموجون خواستم بگم قبلا پست هاتون بیشتر بود ولی الان همه ی پستاتون فقط دو یا سه خطه…..
    میدونم وقت ندارید ولی اگر پست می ذارید بیشتر برامون بگذارید خیلی دوستتون دارم

  10. چقر عکستون طبیعیه باب این چند خطیه ک نوشتید

    نصف تاریک نصف روشن

    کاش درونمون نورو پیدا کنه

    :shy:

  11. عمو ما که همیشه تو تاریکی بودیم چی بگیم! :weep: 😥

  12. “نیمه روشن هر چیزی را بنگرید،
    آنگاه تاریکی کنار رفته و رویاهایتان تحقق می‌یابد”
    عمویی؟
    سلام!
    براتون آرزوی بهترین هارو دارم… :cute:

  13. به نام خدا
    سلام عمویى …
    امیدوارم خدا قلب همه مارو سرشارازنورایمان والهى بکنه،
    روح مابه سمت نور پروازمیکنه اگررهاش کنیم پس روح مان را رها کنیم تادرروشنایى خدابه پروازدربیاد،واون موقع است که معنى آرامش واقعى رابا همه وجود لمس واحساس خواهیم کرد!……
    ازخدابخوایم………
    دلتون سرشارازنورایمان عمویى O:-) :cute:

فلزیاب