خانه »»»» خاطرات »»»» خشکیده رود

خشکیده رود

بنام خدا
دوستان سلام
همونطور که بهتر از من مطلع هستید قراره بمناسبت جشنواره فیلم کودک و نوجوان چند روزی در اصفهان اقامت داشته باشیم.
راستش از اینکه یکبار دیگر دوستان هنرمند رو گرد هم میبینم و دیداری تازه میشه خوشحالم ،ولی از طرف دیگه دیدن زمین های خشک و ترک خورده ی زاینده رود بدجوری منو متاثر و ناراحت میکنه ،چون همه ی زینت و قشنگی اصفهان به همین رودی بود که چند سالیه خشکه و محل بازی فوتبال بچه ها شده،بگذریم ما که کاری نمیتونیم بکنیم ،مگه اینکه دست بدامن خدا بشیم تا رحمتشو از ما دریغ نکنه…
راستی  جای مادر مهربونم خیلی خالیه ،چون سری قبل اون رو هم با خودم آوردم ،کلی هم بهش خوش گذشته بود..بنده خدا چون نمیتونه خوب راه بره و ناراحتی قلبی داره براش چرخ ویلچر گرفته بودم ؛
پیرزن بینوا میگفت “خجالت میکشم بشینم چون مردم میبینند و برات بد میشه پسرم..”
منم در جوابش گفتم:مردم زندگی خودشونو میکنن منم وظیفه خودمو باید انجام بدم !مهم اینه که مادر جون اومدی اینجا باید لذتش رو ببری ، جاش خالیه..
خلاصه اینکه این چند روز رو ما کنار “خکشیده رود” خواهیم بود!!!

همچنین ببینید

داریوش

جوهر وجودی

  به نام خدا گاهی اوقات که نه .. همیشه می توان  در کنار هر …

فلزیاب