خانه »»»» آلبوم عکس »»»» شوق دیدار

شوق دیدار

بنام خدا

سلام

چند روز برگزاری نمایشگاه همراه با تراکم کاری در طول این ایام باعث شده بود که ازش خبر نداشته باشم!

تاجاییکه  حتی نتونستم بهش تلفن بزنم دیشب که  رفتم خونه یک دفعه ای پرید تو بغلم و گفت :

“دایی جون …دایی..دایی جون..” :x lovestruck

چنان سفت بغلم کرده بود که قدرت دستهاش با این سن کمش منو متعجب کرد!! فهمیدم که خیلی دلتنگم شده . ;;) batting eyelashes

بوسیدمش و گفتم :اتنا جان تو که میدونی این مدت سرم شلوغ بود ، ببخشید اگه سراغت رو نگرفتم. &gt;:D< big hug

با همون  زبان شیرین کودکانه اش گفت:” عیب نداره ! “ O:-) angel

خلاصه جورابمو از پام درآورد ، دست وپامو مالید و کلی هم سر و صورت مارو بوسه بارون کرد.

از بغلم تکون نمی خورد ، تااینکه بهش گفتم : دایی جان اجازه بده من نمازمو بخونم بعد باهم دیگه حرف می زنیم وبازی می کنیم؛

ما بین نمازم بود که صدای مادر آتنا رو شنیدم که میگفت :“دخترچی میگی؟این موقع شب کدوم مغازه بازه که بریم عرق گیر برات بخرم!  :-O surprise

اتنا درحالیکه گریه میکرد اصرار داشت این اتفاق بیافته !! :(( crying

و دوباره مادرش گفت:” بچه تو چته؟مگه دخترا عرق گیر می پوشن؟ “ :-O surprise ~X( at wits' end

اتنا  گفت:“نخیر برای  خودم نمی خوام ، نگاه کن عرق گیر دایی سوراخ شده؟ تو چه خواهری هستی؟دلت برای داداشت نمی سوزه؟:-S worried

همه خندیدیم و نمازم که تموم شد بهش گفتم :دایی جان دستت درد نکنه ! معلومه که تو دایی ات رو خیلی دوست داری و همه چیز دایی برات مهمه..اما نگران نباش من  عرق گیر  زیاد دارم! ;) winking

خلاصه رفتم و لباسمو عوض کردم.و بعد از اون به اتفاق اتنا و مادرش و مادرم نشستیم و نامه های شما بچه های عزیزم رو خوندیم .هدایاتون رو باز کردیم و نقاشی هاو سی دی هایی که برام فرستاده بودین رو نگاه کردیم. :) happy

و جالب اینجاست که  خانواده  وقتی این صحنه ها رو می دیدند همشون باهم میگفتن :“اخی اخی..اخی..”

بچه ها واقعا دستتون درد نکنه بخصوص کسانیکه زحمت کشیدند از شهرهای دیگه برام نامه و یا هدیه فرستادند.باور کنید راضی به زحمت تون نبودم.حالا که همه رفتند و از اون شلوغی و ازدحام جمعیت خبری نیست بازهم من موندم و شما بچه ها و خاطرات قشنگتون،که همیشه بهترین همدم و همراه من بودین. :) happy:-h wave

همچنین ببینید

purang

بچه های امروز

بنام خدا دوستان خوبم سلام.بعضی وقتها در اجرای برنامه صحنه هایی رو از بچه ها …

فلزیاب