خانه »»»» دست نوشته ها »»»» یه توضیح مختصر

یه توضیح مختصر

به نام خدا

سلام  بچه ها

قصد نوشتن  نداشتم  فقط  اومدم  اشکال فنی سایت رو بگم   که در مورد چند نفر از  شما که کامنت غیر تاییدی  داشتند  یه توضیح مختصر و  پوزش  مجدد  بخوام  خود این کار سخته و حالا هم که  خرابی و  عوض شدن نوع چینش کامنتها  هم اینجا  رو و هم اعصاب منو شما رو به هم ریخته  است  فعلا تا اطلاع ثانوی   کامنت ها  تعطیل است

پ.ن : این  اشکال فنی امروز(۸۹/۵/۳۰)هم   گریبانگیر  برنامه مون  شد.

همچنین ببینید

wpid-wp-1450181978332.jpg

چرا من؟

«چرا من؟» همیشه داستان از یک سوال ساده شروع می‌شود و چه تفاوتی می‌کند که …

۵۰ دیدگاه

  1. سلام خسته نباشیدشما عمو پورنگ وهمه کسانی که دارن تو شاد کردن دل بچه ها بهتون کمک می کنن ممنون از برنامه شادتون عمو پورنگ ما هم با برنامه شما لحظه های شادی رو داشتیم امیدوارم همیشه سلامت باشید تا بتونید دل بچه ها رو شاد کنید عموپورنگ داستانی که نوشتم شاید یه داستان باشه ولی واقعیت تلخه زندگی خیلی از بچه هاست بچه ها بیشتر از مادیات به محبت احتیاج دارن به عشق احتیاج دارن فکر نکنیم که بچه دو ساله چیزی نمی فهمه اون هم می فهمه شاید خیلی بهتر از بزرگترا امیدوارم که تو دل هیچ بچه ای غم محبت نشینه
    با تشکر
    با تشکر

  2. به نام او
    سلااااااااااااااااااااااااام عمو
    سلام دوسته عمو
    آجی هاییییییییییییییی هنرمند تبریک

    نماز روزه هاتون قبول درگاه احدیت

    التماس دعا
    علی علی

  3. انشاء
    درس انشاء بود و من بیست گرفته بودم با کلی رویا که آخ جون حالا که بیست گرفتم حتما مامان جون و بابا جون وقتی رسیدم خونه منو تو بغلشون می گیرن و قربون صدقم می رن . بدوبدو اومدم خونه سریع دفتر انشامو در اوردم و مامان رو که تو آشپز خونه بود پیدا کردم و گفتم مامان ببین بیست گرفتم منتظر بودم که مامانم بغلم کنه که گفت آفرین دخترم حالا لباساتو درنیار تا به خاطر این بیستت بریم و واست جایزه بگیریم همون گوشه بی هیچ صدایی واستادم که یهو صدای در اومد باباجون بود خوشحال شدم و دویدم جلو در به باباجون که خسته بود سلام دادم و گفتم باباجون من تو انشاء بیست گرفتم ببین باباجون دست تو جیبش کرد و گفت آفرین دخترم حالا چقدر می خوای بهت بدم بغض گلومو گرفته بود و صدام در نمی اومد باباجون گفت اخه دخترم ما که واست چیزی کم نمی زاریم پس چرا بازم ناراحتی غمی تو دلم سنگینی می کرد ولی چیزی نگفتم و با مامان جون رفتیم یه جهبه مدادرنگی گرفتیم مثل ده ها مدادرنگی که هیچ وقت ازشون استفاده نکردم. باباجون مامان جون من محبتتون رو می خوام من عشقتون رو می خوام من پول و جایزه نمی خوام من شما رو می خوام.

  4. سلامممممممممممممممممممممممم عمو اومدم یه سری بزنم دیدم به جایه اینکه دیدگاه تان را بنویسید نظرات ۴۷ تاااااااااااااااااست ببین ببیناااااااااااااااا حالا وله لش عمویی خیلی خوشهالم که دوباره نظرات باز شده خیلی خوشحالم عموییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    وای وقتی این عکسی رو که پدربزگ پورنگ رو دیدم خیلی خوشم اومد این عکسه خیلی قشنگههههههههههههههههههههههههههههههههههههه هرچقدر بگم از این عکسه خوشم اومده بازم کم گفتم عمو از یه چیز خیلی تعجب کردم از سایت نه هاااااااااااااااااااااااا از خودم چون دیشب هی با ابجی اسما تقریبا تا ساعته ۲/۳۰ شب فکرکن هی اس میدادیم به هم من بعده سحری که اومدم بخوابم خوابیدم یهویی پاشدم دیدم ساعت ده دقیقه مونده به چهار که برنامتون شروع بشه یعنی رسما مونده بودم من؟!!!!!!! این همه ساعت خوابیدم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!! یعنی صبح هم بیدارنشدم از همون بعده سحری تا الان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عمو کاش الان بودی هستیییییییییییییی اخه شما بعد از برنامه همیشه یه نیمساعت بعد از برنامه اینجا میای فکرکنم الان باشی نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟شاید پس دوباره بای تا چند دقیقه دیه بای بای عمویی دوستتون دارم زیادددددد!

  5. فاطی شیطون از رشت

    سلام اقافرضیایی”کجایی پس…”اقا شنبه خیلی حالوتن خوب نبود…حس من بهم دروغ نمیگه…من همیشه موقع اذان ونماز واسه شما وهمه ی مردم دعا میکنم ومیگم خدایا به این ماه قسم دل همه ی مردم رو شادکن وغم رو از همشون دور کن….اقای فرضیایی جای شما خالی،نمیدونم بارون رو دوست دارید یا نه”من که عاشق بارون هستم”لطف خداوند بود که پریشپ پس از یه وقت طولانی تو رشت بارون اومد…نمیدونید که با صدای بارون ،سحری خوردن چه مزه ای میداد…مراقب خودتون باشید”تورو خدا…

    ابرها به اسمان تکیه میکنند،درختان به زمین،انسانها به مهربانی همدیگر…

  6. بنام خدا ..سلام ..
    من برم با آقای بلند مو صحبت کنم !
    آقای بلند مو ؟!!..
    آقای بلند مو ؟!!
    عموییمو اذیت نکنین !!
    دوستتون دارم یه دنیا

  7. به نام خدا ..سلام عموی مهربونم
    عمویی ، یک تنه از یزد هواتو دارم !!!
    دوستت دارم عمویی…

  8. بنام خدا ..سلام به عموی مهربونم
    عمویی درباره ی کامنتا یه چیزی بگم ؟ عمو جونم نه خوبه که کاملا بسته باشه چون ما دلمون تنگ میشه .. نه خوبه که کاملا باز باشه چون شما اذیت میشین .. نه خوبه که فقط تاییدی باشه چون اینجا قرار گاه همه مونه !!
    به نظر من اینجا وب شماست و اختیارشو دارین .میتونین یه تیتر بزرگ بزنین بالای وبتون که ” هر کامنتی قرار نیست تایید شود ” بعدشم با خیال راحت خیلی از کامنتا رو تایید نکنین!
    اینجوری بهتر نیست عمو ؟ فکر کنم حداقل دیگه اینجا بحث های عجیب راه نیفته ! ببخشینا .. صاحب اختیارین..

  9. سلام عمو جون.
    عمو من خودم سه تا عمو دارم که یکیشون رو خیلی دوست دارم و از ته دل بهش میگفتم عمو.یه روز همین عموم بهم گفت اگه عموپورنگ رو عمو صدا میزنی دیگه منو عمو صدا نزن.در واقع می خواست یا شما رو عمو صدا بزنم یا خودشو.
    منم گفتم خودتم میدونی که من تا آخر عمو پورنگ رو عمو صدا میزنم اونم گفت پس دیگه به من نگو عمو.
    و از اون روز اون واسه من شد علی نه عمو علی.
    الان من فقط یه عمو دارم.عمو پورنگ …..

  10. سلام عمو جون….خسته نباشید….نماز روزتون قبول …دیروز هر چی تو قسمت بوستان دوستان پورنگ واستون کامنت گذاشتم بالا نیومد …حالا هم دادم دست اجی نرگس احمدی گلم تا واسم بفرسته….خدا کنه بیاد ….
    موفق باشی عمویی…

  11. سلان عمو.
    عمو خسته شدم از زندگی.
    عمو اصلا چرا ما باید به دنیا بیایم؟
    آخه چرا ما باید به زور زندگی کنیم؟و مجبور باشیم کارهایی رو بکنیم که از اونها متنفریم؟
    چرا من مجبورم چیزی باشم که دوست ندارم.که ازش متنفرم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
    عمو خسته شدم از اسیر بودن روی زمین.
    عمو واسم دعا کن.

  12. جیگیلی** جیگیلی** جیگیلی** جیگیلی** جیگیلی **جیگیلی** جیگیلی ** جیگیلی**
    سلامممممممممم باباداریوش
    اخ جونمی جووووووووووووووووووووون *:-) *:-)
    بابایی برگشتین ب سلامتی…..
    ووووووووووووووووووووووووووی ذوقیدم درحد بوندسلیگا *:-)
    &&&&&
    زندگی کن و لبخند بزن بابایی..بخاطر انهایی که با لبخندت زندگی میکنند.
    &&&&&
    دوستون دارم باباداریوش
    @>—-
    @>—–
    @>—-
    *شیرین دخترتون*

  13. سلام عمویی
    نماز روزه هاتون قبول باشه ان شاالله…..
    دیروز وقتی برنامه قطع شد خیلی نگرانتون شدیم.خدا روشکر به خیر گذشت….
    عمو چقد جمله پیامکتون قشنگه….
    دوستتون دارم
    التماس دعا

  14. بنام خدا…
    سلام عمووووووووووووووووووووووووووووووووووو جونم
    خسته نباسید
    نماز روزه هاتون قبول
    میگم عمو همش چند روز نبودما کوچه های این جا چقدر تغییر کرده!
    بخش ویژه ی برنامه و قالب جدید و فوتو بلاگ و نظر سنجی و …
    عمو اینجا داره بارون میباره…تو سایت نه توی لنگرود!
    اینقدر خوبه
    آخه تا دیروز اینقدر هوا گرم بود که نمی دونین ولی از دیشب یه عالمه بارون بارید الآنم باز داره بارون میباره
    ولی حیف …
    آخه دلم واسه کشاورزا میسوزه وقتی شب میخوابن و صبح که بیدار میشن حاصل ۵ ماه زحمتشون رفته زیر آب!
    کاشکی میشد روی مزرعه های برنجو سقف کشید تا وقتی بارون میاد برنجا تو آب غرق نشن!!!
    عمو دلم خیلی تنگ شده بود برای این جا و گفتن حرفای دلم به شما حرفایی که به هیچ کس به جز شما نمی گم
    هیچ کس…
    راستی امان از دست این اشکالات فنی !!!تازه برنامه گرم شده بود!
    به هر حال خیلی خیلی ممنون از برنامه ی خیلی خیلی باحال…ببخشید بچه نباید این جوری حرف بزنه باشه برنامه ی با نمکتون!
    مواظب خودتون باشید عموی مهربونم
    فعلا خداحافظ

  15. سلام
    اینجا درست نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. ببخشید عمو
    گفتین کامنتا تعطیل؟
    شرمنده
    منو شطرنجی ببینید.

  17. سلام حاج عمو خان
    وبتون چقد خوشگل شده.
    برنامتونم که معرکه.
    نماهنگای جدیدتونم محشره.

    درخواست:عمووووووووو
    عموووووووووو می شه نماهنگ الفبا(تیتراژ فوق برنامه)رو هم پخش کنید؟
    عمووووووووووووووووووووو

    در پناه حق
    التماس دعا
    فعلن…

  18. سلام عمو خوبی؟
    عمو شاید مسخرم کنی ولی ….
    منم اشکال پیدا کردم از نوع روحی واخلاقی….
    با این تفاوت خودم باید خودم رو تعمیر کنم نه مثل اشکالات فنی سایت یا برنامه که نیازمند تعمی کسی هست
    التماس دعا….

فلزیاب