خانه »»»» دست نوشته ها »»»» ابر فرصت

ابر فرصت

به نام خدا

سلام بچه های گلم

یک بار دیگر همه به مهمانی خدا دعوت شده ایم هر چند سالهای گذشته هم مهمان بودیم اما خوش به حال  کسانی که در این مهمانی از برکات  میزبان  نهایت بهره را بردند . دعا کنیم حال که دوباره  درهای رحمت و استغفار بر روی ما باز شده  است خداوند این شایستگی را به ما بدهد تا مهمان لایق برای او باشیم . فرارسیدن ماه مبارک رمضان ماه نزول قران  و تهذیب نفس بر همگان مبارکباد.

همچنین ببینید

wpid-wp-1450181978332.jpg

چرا من؟

«چرا من؟» همیشه داستان از یک سوال ساده شروع می‌شود و چه تفاوتی می‌کند که …

۳۹۴ دیدگاه

  1. سلام-پاینده باشین-اومدم میس بندازم وبرم-عمو من کلی کار فردا توبانک ملی دارم ولی الان از خواهرم شنیدم اگه برم فردا جنازم هم ازبانک بیرون نمیاد-آخه بخاطر رایانه هابانک شلوغه،حالا یه راهی جلوپام بزارین-من چیکار کنم؟(گریه)

  2. سمیرا*ته دیگ*يه توصيه

    سلام عموسحربخیر-عمومیسیدکال میدونی یعنی چی؟آره میدونم میدونی امااین میس بابقیه فرق داره این ماله اهالی سحره،یعنی مردم بلندمیشن سحری بخورن اول میرن سرگوشیشون یه نگاه چپ به مخاطبامیکنن،بعدش حالانزن،کی بزن؟شروع میکنن یه دل سیرمزاحم میشن!این کاریاقبل ازخوردن سحری اتفاق میفته یابعدش،امااین اصلا به شماتوصیه نمیشه چون اگه شمابخاین ازاین کارابکنین یابایدقیده سحری وبزنین،یاچرته بعد سحر،چون مخاطبای گوشیتون سربه فلک کشیدن-
    حالاماهم برا جبران میس انداختن به شمامیایم میس کامنتی میندازیم(حالانصف شب هم بایدکامنت تاییدکنی

  3. سلام عموجون دلم گرفته بود گفتم بیام یکم باهاتون حرف بزنم-راستی عمومن اسم بچه هارو فرستادم که بیایم برنامتون،نمیدونم تاکی باید صبر کنم تابرای اولین بار ببینمتون؟خیلی طول میکشه؟مهدیساکه داره روزشماری میکنه تاشمارو ببینه عمومهدیسا فقط ۴سالشه اما شمارو به قدری دوست داره که فکر میکنم شایستگی اومدن به برنامه شمارو داشته باشه-از الآن رفته واسه روز موعود لباس خریده،ببینینش شما هم عاشقش میشین-شب بخیر-

  4. به نام خدا

    سلام عمو جان
    الان کامنت ها رو می خوندم،باز برای چندمین بار پستتون رو خوندم. چیزهایی به ذهنم اومد . اول اینکه راستش خیلی ها دنبال آدرس استدیو میگردن،شما رسما تو پست لو دادید! براتون مشکلی پیش نیاد… بهرحال همه هماهنگی نمی کنن با خودتون (منظورم اینه)
    دوم اینکه
    از ظهر آخرین جمله ی پست جدیدتون دیوونه م کرده،داره عذابمون میده… عموی گلم دو سه روز اول پیامکی و کامنتی و ایمیلی و رسمی و غیررسمی و هرجور که فرض کنید گفتیم : عمو! نظرارو ببندید… !!
    بخدا شنیدن “تروخدا اذیتم نکنید” تون هزار بار سخت تره از اینکه جایی نباشه که بشه براتون کامنت گذاشت و دلتنگ باشیم! عمو اذیتمون نکنید… اگه اذیت میشید کامنتارو ببندید. باور کنید ما دیگه نمی دونیم چیکار کنیم،دیگه راهی بلد نیستیم.پست قبلی ژاله رو دیدید؟؟؟ دیگه بیشتر از این به ذهن کوچیکمون نمیرسه…باور کنید اگه بلد بودیم،کوتاهی نمی کردیم………………..

    بعد هم می خوام بابت دو چیز تشکر کنم.. اول بابت توجه ویژه تون به ایمیلم که لحاظ کردینش (!) و دوم بابت این : “به کامنت هاشون که جواب دادم و دادی” … دست شما درد نکنه ، دست مریزاد!!

    نکته ی بعدی
    … فکر می کنم ازین به بعد فقط بتونم درباره برنامه کامنت بذارم. قسمت های جدید رو دیدم تو بالای سایت،تشکر می کنم از دوستتون ، ولی قسمت بوستان نظراتش بسته ست. متوجه نشدم، منظورتون اینه که فقط همه مون از این کارا بکنیم :
    http://bahareamoo.persiangig.com/bahar.boostan.jpg
    بهتر نیست نظرات رو باز کنید؟ پس کجا درباره برنامه بگیم که گفتید همکاراتون هم سر میزنن؟!! خب.. درست کردن این عکسا کاری نداره،خوب هم هست.. اما بچه ها انجام دادن دیگه،جدید نمیشه..تکراری میشه اگه مثل الان ِ من هممون اینکارو بکنیم. رویا اینا اینکار رو کردن…

    یه چیز هم می خوام بگم،اما می دونم غیر ممکنه! می خوام که تمام کامنت های غیر تاییدی که تو این یک سال گذاشتم از بایگانی حذف بشه..یعنی ایکاش حذف بشه.
    بی خیال :(

    دلم گرفته عمو…
    *
    – شما از تردید می گید،چیزی که تموم سعیمون رو کردیم درونتون بوجود نیاد.. اما اومد!ما نباید ناراحت بشیم.
    – یه روزی ، یه جایی ، بدون دخالت ما از تردید نسبت به شما گفتن،شما ناراحت شدید.. گفتید پس این ۹سال چی؟.. باز ما تمام سعیمون رو کردیم از دلتون دربیاد!
    – ما ؛ نباید خسته بشیم….
    *

    دیگه دست و دلم با من نیست……
    شب بخیر عمویی

فلزیاب