خانه »»»» دست نوشته ها »»»» رویای فراموش شده کودکان در تلویزیون

رویای فراموش شده کودکان در تلویزیون

به نام خدا سلام به همگی دوستان

امروز به مطلب تحلیلی جالبی برخوردم  که شما را هم به مطالعه آن دعوت می کنم

وقتی برنامه‌های تلویزیون یکی دو دهه پیش را با امروز مقایسه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم عشق ،علاقه‌ و احترام به دنیای کودکان اکنون کمتر وجود دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، دوران کودکی از تاثیرگذارترین و تعیین‌کننده‌ترین دوران عمر هر فرد است. دورانی که خوب، بد، زشت و زیبا زندگی آینده تمام کودکان را رقم می زند، به همین علت رسانه‌های عمومی به ویژه صدا و سیما به عنوان فراگیرترین رسانه ارتباط جمعی باید به این دوران توجه ویژه داشته باشند.

اکنون که به دوران کودکی همنسلانمان نگاه و برنامه‌های تلویزیون آن زمان را با برنامه‌هایی که امروز برای بچه‌ها پخش می‌شود، مقایسه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که شاید از لحاظ فرم در این برنامه‌ها تفاوت و گاهی پیشرفت حاصل شده باشد.ولی عشق و علاقه‌ای که در آن دوران در برنامه سازان دیده می شد، اکنون آشکارا کمتر شده و در تولید برنامه های کودکان به رج زدن تعدادی موضوع از پیش تعیین شده اکتفا می‌شود. در حالی که کار هنری خصوصاً برای کودکان بیش از هر چیز کار دل است.
آثار شاخصی چون “محله بهداشت”، “محله برو و بیا”، “مدرسه موش ها”، “کرم شب‌تاب”  و .. اکنون به گفتگوی دو یا چند نفره مجری و عروسک ها بدل شده‌اند و از ابتدا تا انتها مشغول نصیحت کردن کودکان و دادن پیام های بهداشتی، اجتماعی و فرهنگی به آنها هستند. آثار انیمیشن خارجی با مضامین متفاوت و غالباً همان مضامینی که در ساخت برنامه‌های وطنی بدآموزی خوانده می‌شود، به طور مرتب پخش می‌شوند و اتفاقاً بچه‌ها هم به شکل قابل توجهی از این گونه برنامه‌ها استقبال می کنند. دلیل این اتفاق کمرنگ بودن نگاه کارشناسانه در پسزمینه کارهای کودک است.
البته در میان برنامه‌های کودکان و نوجوان کمتر می‌توان به برنامه نسبتا موفق “فیتیله‌ای‌ها” اشاره کرد که چند سال روی آنتن است ، آن هم تا حدی به وادی تکرار افتاده است . این برنامه نه تنها کودکان، بلکه بزرگسالان را همراه خود می‌کند. در این برنامه گروه سه نفره محمد مسلمی، علی فروتن و حمید گلی هر هفته سعی می‌کنند با سرودن اشعار جدید و پخش آیتم‌های متنوع برای بچه‌ها فضای متفاوت و شادی را رقم بزنند که نه تنها بچه‌ها سرگرم شوند، بلکه مسائلی را هم یاد بگیرند، اما تنها یک برنامه پاسخگوی نیاز کودکان ما هست؟
برای اینکه کودک چیزی را بپذیرد در مرحله اول باید با او همدلی ایجاد کنیم و به همین دلیل ناچاریم تصاویری را مقابل چشمانش بنشانیم که او از دیدن آنها شاد شود و احساس کند عروسک یا کودکی که در تلویزیون می‌بیند، از جنس خود اوست. برنامه‌های عروسکی  تا دوره‌ای  جزو بهترین برنامه‌های کودک و حتی بهترین برنامه‌های تلویزیون بودند. شادی و سرزندگی کودکانه از اولین نشانه‌هایی است که این برنامه‌های عروسکی قادر به بخشیدن آن به مخاطبان هستند، چیزی که در انواع دیگر برنامه‌ها نشانی چندانی از آن نمی‌بینیم.
در سال‌های گذشته خلق عروسک‌های شیرین و دلچسب با خصوصیات اخلاقی و رفتاری باورپذیر از مهمترین اتفاقات صدا و سیما بود. البته گروه‌های مشخص و محدودی در این حیطه فعالیت می‌کردند. در گذشته آنها ساعات وسیعی از روز را به خود اختصاص می‌دادند و جالب اینجاست که توانایی جذب مخاطب را در این زمان طولانی داشتند که علت آن بیش از هر چیز به خلاقیت فردی و آشنایی با روحیات کودکانه و مدیوم تلویزیون بازمی‌گردد.
در میان این عروسک‌ها، مجموعه “صندوق پست” یا همان کلاه قرمزی و آقای مجری در تلویزیون جایگاه خاصی پیدا کرد و خیلی زود، رفتارها، لحن صحبت و تکیه کلام‌های او فراگیر شد. در دوران پخش کلاه قرمزی کمتر کسی را پیدا می‌کردید که به نوعی با این برنامه درگیر نشده و بخشی از زمانش را به آن اختصاص نداده باشد. البته این اتفاق تنها در مورد کودکان نیفتاد و آن برنامه به سرگرمی مهمی برای بزرگسالان هم تبدیل شد.
برخی برنامه‌های کودک تلویزیون مدت‌هاست به لحاظ فرم گرفتار دور باطل شده‌اند. ترکیب عروسک با کسی که او را خاله صدا می‌زند، ترکیبی قدیمی و کسالت بار است که در جدیدترین شکلش جای خاله با عمو، دایی و پدربزرگ عوض می‌شود.

از جمله اتفاقاتی که موجب جذابیت کلاه قرمزی شد، ویژگی‌های رفتاری او بود. کلاه قرمزی از نظر تمام خصوصیات غیر از ظاهر به کودکان شبیه بود. او شعار نمی‌داد. مانند بسیاری از بچه‌ها دروغ می‌گفت، شیطنت می‌کرد و در رویه کار تمام حوادث را به نفع خود تمام می‌کرد. متاسفانه ایراد عمده‌ای که بسیاری از برنامه‌های عروسکی دارند، گذاشتن حرف های تکراری و بزرگ در دهان آدم‌هایی است که گوینده مناسبی برای این عروسک‌ها نیستند وبا جست و خیز‌ها و لحن غلو شده فکر می‌کنندمی‌توانند باکودکان ارتباط برقرار کنند.  این نقصان  مهمترین دلیلی است که باعث ایجاد دافعه در کودکان می‌شود، حتی اگر این نوع عملکردها نتیجه بخش هم باشد، مسلماً نتیجه مثبتی نخواهد داشت و نتیجه آن مشاهده کودکانی است که رفتاری بزرگسالانه و متظاهرانه دارند.

ما با ساخت این نوع برنامه‌ها بچه ها را از سن طبیعی و حقوق کودکانه آنان محروم می‌کنیم و بخشی از بهترین و شیرین‌ترین دوران زندگی را از آنها می‌گیریم.  ظاهرا  اغلب برنامه سازان فراموش می‌کنند که اگر می‌خواهند به کودکان صداقت را بیاموزند، اول باید با آنها صادق باشند . سریالی هم چون  “کلاه قرمزی” این ویژگی را به شکل روشن و بارزی دارا بود . مهربانی و شفقت موجود در صورت و صدای ایرج طهماسب هم موجب شکل گرفتن بده بستان‌های کلامی زیبایی بین او و مخاطب می‌شد که شاید ساعت‌ها بدون کوچکترین احساس کسالت و خستگی تحملش می‌کرد، اما در حال حاضر برنامه‌های عروسکی به لحاظ محتوا و ساختار دارای سطح نازلی هستند.
بچه‌ها بیش از هر چیز نیاز به پرواز ذهن و آموزش‌هایی دارند که به خلاقیت آنها بیفزاید. خلق فضاهای دور از ذهن که توانایی ذهنی کودک را افزایش می‌دهد و ناممکن‌ها را از پیش پای او بردارد، از مهمترین اصولی است که برنامه سازان تلویزیون باید مد نظر قرار دهند.
برخی برنامه‌های کودک تلویزیون مدت‌هاست به لحاظ فرم  گرفتار دور باطل شده‌‌اند. ترکیب عروسک با کسی که او را خاله صدا می‌زند، ترکیبی قدیمی و کسالت بار است که در جدیدترین شکلش جای خاله با عمو، دایی و پدربزرگ عوض می‌شود و در حقیقت تغییر خارق العاده‌ای اتفاق نیفتاده است. فرم پایه همان است که بود و تنها رنگ و لعاب اثر عوض شده است. گویی برنامه‌سازان ما جرات و جسارت رفتن به سمت ساخت‌ها و فرم‌های جدید را ندارند و ترجیح می‌دهند از همان فرم تجربه شده پیشین استفاده کنند.
با تمام این تفاسیر به نظر می‌رسد کودکان امروز چه به لحاظ تولیدات داخلی و به چه لحاظ انیمیشن‌های خارجی خریداری شده نسبت به نسل‌های گذشته نیاز روحی شان تامین نمی‌شود و بعید است خاطرات خوش همانند آنچه نسل دوم از دوران کودکی خود به یادگار دارد برای آینده خود به یادگار ببرند.
در هفته جاری بحث مهم برنامه‌های کودک سیما را با کارشناسان و برنامه سازان دنبال می‌کنیم.
——————–
فاطمه عودباشی

همچنین ببینید

wpid-wp-1450181978332.jpg

چرا من؟

«چرا من؟» همیشه داستان از یک سوال ساده شروع می‌شود و چه تفاوتی می‌کند که …

۱۷۷ دیدگاه

  1. سلام.بابام سیبیل داره این هوا،پرپشت،پونصد شونه.وقتی برنامه شروع میشد با همون سیبیلا میشست پای تلویزیون

    انقذه می خندید که دیگه صدای تلویزیون رو نمی شنید.حالا که شما رفتیین سیبیلا بابام خزون شده.

  2. سلام!

    همینه دیگه وقتی رو می دی همین میشه .ما شرمنده ایم .خیلی تند برخورد کردیم گستاخی ام حدی داره که ما ازش

    گذشتیم .بی نهایت شرمنده.

    هرچی بنزینه فدای کارت سوختتون.

  3. سلام من فکر می کردم می شه رو انتقاد پذیری شما حساب کرد اما با حذف خیلی خیلی زود نقد منو دوستم نا امیدم کردین شاید فکر کردین نقدمون منصفانه نبوده ولی حداقل یکی دو موردش که بوده. ما به خاطر خودتون اونارو نوشتیم چون شما و برنامه ی شما برامون مهم بود.یه ذره به شعرای اول و آخرش فکر کنید .اصلا چرا حذفش کردین اگه مطلبمون درست نبوده همون جا جوابمون رو می دادین بهتر نبود؟ من واقعا” نمیدونم از این به بعد چه نظری درباره ی شما داشته باشم.

  4. دوست آن است که او معایب دوست همچو آینه روبرو گوید

    سلام .حالا که فوق برنامه تموم شده و آبا از آسیاب افتاده بر آن شدیم که نقدی منصفانه داشته باشیم* تا نه سیخ بسوزه نه کباب و حداقل به اندازه ی یه سر میخ به دردتون بخوره.
    تو شبکه ی کودک پورنگ دقیقا”یه روز بعداز روزکودک گفتین که برنامه ی کودک باید پیام و مفهوم داشته باشه و نباید به هر قیمتی از بچه ها خنده گرفت این درسته که من هی بخورم زمین تا بچه ها بخندن؟که این اتفاق در فوق برنامه افتاد هرچند پس از مدتی حذف شد.وبعضی موقعا پیام های برنامه های قبلی نقض می شدو رومون به دیوار می زدین تو خط لودگی مثل مسخره کردن و ادای بچه هارو درآوردن.
    خودتون گفتین که شعر کودک باید پر معنا باشه و پیام داشته باشه ودر حالی که میزدین رو میز گفتین وگرنه دیمبل دیمبول که کاری نداره.اما در فوق برنامه گاهی وقتا دمبل دیمبول میشد بعضی موقعا بزن بکوب خوبه ولی بچه ها به اندازه ی کافی تو خونه هاشون ازاین چیزا می بینن مهم اینه که از برنامه ی شما کمتر ببینن .بعضی ترانه هاتون رو چه شما بخونین چه احسان خواجه امیری یا نیما مسیحا فرقی نمی کنه بیشتر عاشقونس تا کودکانه مثل دونه دونه اشکام می چیکه از چشمام یا بوس شکلاتی خیلی قشنگه ولی اگه بخش چاله میدونیش نبود خیلی بهتر بود .شما که شعراتون از شاعرای خوب کشوره پس چرا ترانه ی مرحوم خورزو خان رو خوندین؟منظور همان توپ سفید وآبی است*.به نظر ما خیلی جالب نیست حالا شایدم ترانه سرای مذکور راضی نبوده که اسمشو بنویسین یا نمی خواسته ریا بشه. دکتر به من گفت چی گفت…رو قبل از شما تو رنگین کمون میخوندن شما دیگه نخونید تا بهتون انگ تقلید نزنن.سر جمع ترانه هاتون بهترینن.
    بعضی وقتا از برنامه تعریف وتمجید می کردین بهتر نیست شما تعریف نکنین و بیننده تعریف کنه؟عطار آن است که مشک ببوید نه آنچه عیان است چه حاجت به حافظ است
    بیشتر مواقع بعد از اینکه پیام برنامه از طریق نمایش منتقل می شد دوباره به شکل مستقیم تکرار می شد.در این راستا ضروری است به این نکته ی مهم واقف باشیم*که کودکان از لابلای نمایش ،شعر وقصه پیام ومفهوم را خیلی راحت پیدا می کنن و چنان تاثیری می گیرن که نه بگو نه بپرس.تا جایی که میشه پیام رو مستقیم و نصیحت وار نگین.برخی موضوعات رو سر سری رد می کردین دقیقا”یادمون نمیاد کدوم موضوعا بودن ولی مهم اینه که بود نگو نبود .بود ولی زیاد نبود .برا شما کمشم زیاد بود

    بستر روایت موضوع تکراری شد انصافا”۳۰-۱۲۰ قسمت خیلی طولانی میشه. کاش مثل شبکه ی کودک پورنگ دراوج می رفتین. سخن گر چه باشد چو آب زلال ز تکرار خیزد غبار ملال*
    طرح دکور خیلی خوب بود ولی فضا برای اجرای ۴نفر کم بود . قسمت بیشتر رنگ دکور نارنجی و زرد و قرمز بود که رنگای تندی هستن و مکمل همدیگه نبودن و بعد از مدتی یه حس داغ و دلگیر به بیننده انتقال میده وچشم رو خسته میکنه.

    یه سوال ولی جون مامانت نزنی ها. خودتون تو شبکه ی کودک گفتین ما مثل برنامه های دیگه بچه هارو به عنوان دکور نمیاریم تو برنامه خداییش تو فوق برنامه یه کمی ایطوری نبود؟آخه برا شما کمشم چیه؟ آفرین زیاده.
    زمان پخش برنامه بدون اطلاع قبلی دیر و زود میشد بعضی وقتا هم که پخش نمیشد خوبه ما هم بیایم زنگ شبکه تون رو بزنیم فرار کنیم و با یه فضای خالی مواجه بشین؟ مگه یه زیر نویس چقد خرج داره؟ بینی بین الله ساعت ۴ و نیم وقت برنامس ؟دانشجو ها ودانش آوزای ظهری هیچی از برنامه رو ندیدن.
    حیف که پول نداریم وگرنه براتون یه باشگاه ورزشی توپ می خریدیم تا عین روز اولت تیر تخته میشدی. خب دو قدم راه برو اون خندق بلا آب شه.
    بعضیا مث شما به علت نوع ساختار دهان وفک ودندان توانایی تلفظ برخی حروف رو بعد از برخی حروف دیگه ندارن مثل حرف( چ) بعد از برخی حروف( ج) تلفظ می شه.. این مسِِأله هیچ ایرادی نداره بلکه همه ی نمکتون به اینه که( س)و ( ز) و( چ )هاتون بزنه اینو بعضی وقتا به بچه ها بگین. خیلی از بچه ها نمیدونن و فکر می کنن شما فلان کلمه رو بلد نیستین ومثل ما بی صواطین.
    نقاط مثبت برنامه زیاد بود وما وقت نداریم وکلا”در این مقال نمی گنجد.*
    ما فقط شما رو می شناسیم اگه مسؤول این نقدا کس دیگه ایه برسون دستش آباباشی ها.

    حق چاپ برای ولوله وزلزله محفوظ است هر گونه چاپ کپی و نشر اکاذیب مورد پیگرد وجدانی قرار می گیرد.

    *چه لفظ قلم!

    *یه شاعر دیگه می گه” ور هنری داری و هفتاد عیب دوست نبیند مگر آن یک هنر”

  5. به نام خدا
    سلام عمو.
    من اگه بودم میدونی به خانم چی میگفتم؟
    میگفتم: اگه قرار باشه بعد از ۲۰ سال ما هنوز برنامه هامون را مثل کلاه قرمزی اجرا کنیم. این به این معناست که ما هیچ تغییری نکردیم و مشغول درجا زدن هستیم.

  6. سلام خان عمو. حالا که فوق برنامه تموم شده تکلیف اون زنگوله ی زبون بسته چی میشه؟نگرانشم.عمو !جون خودتو جون این زنگوله .اگرم نمی خوایش حاضرم به فرزندی قبولش کنم.

  7. سلام!حالا که فوق برنامه تموم شده تکلیف اون زنگوله ی زبون بسته چی میشه؟خیلی نگرانشم.عمو جون خودت و جون این زنگوله.

  8. عمویی از اینکه برنامه امروز را شاد برگزار کردید ممنون البته نگاهتون اعمال وحرکاتون مثل همیشه نبود یه جورایی حس دوری وناراحتی رو داشت اما با این حال برنامتون حرف نداشت بخصوص وقتی که آقا جانزاده اومدند حرف زدند چقدر شیطون شدند با اون عکسی که من ازشون داشتم که کنار شما نشسته بودند خیلی فرق کرده بودند اونجا جدیتر بودند شاید بخاطر تغییر حالت مویشان است اونجا روببالا بود امسال …..
    عمودیدی فورا تا هنوز حرف تودهن آقا مسلم خشک نشده بود من سه تا پیامک زدم بترکی و ……
    عمویی دلم بحال تلویزیونمون میسوزه تااول تیر ماه در ساعات پخش برنامتون در سکوت محضه
    عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
    دلم هنوز از زمان آخرین برنامتون که چند ساعتیست میگذرد هواتونو کرده
    عمو اینبار که برنامه تموم شد دیدم زیاد خوشحال نبودید چرا نذاشتن شما شعر پایانی را بخونید خواهشا سری جدید همه شعراتونو خودتون بخونید
    گل وگل و گل شمایید مثل فرشته هایید
    خوشحال و خندان باشید همیشه هر کجایید شادو شادو شاد بمونید قدر همو بدونید سرود مهربونی برای هم بخونید دست علی یارتون خدا نگهدارتون تو قلبه ما میمونه امیده دیدارتووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون
    واقعا این قلب ما تا اول تابستون ریتم ضربانش بیاد شما میزنه :( البته اول خدا بعد شما )
    دودوب دودوب دودوب دودوب عموپورنگ دودوب دودوب دودوب کی از همه باهوشتره من من من من من دودوب دودوب
    دودوب الهی که پیر بشین ایشا الله ایشا الله دودوب دودوب دودوب امروز یه روز خوب خداست بهمه میخوایم عیدی بدیم مامان بابا خواهر و برادر معلم یادوست قدیم وجدید
    هدیه به مامان چی باشه یه شاخه گل باهاشه هدیه به بابا چی باشه وقتی رسید از در همه به احترامش زودپاشیم
    هدیه بدوستم چی باشه یه دست محکم و دوستی یه یاعلی بگیم همه باهم یه یاعلی یه یاعلی بگیم همه باهم
    یه دست ویه هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    یبینی کار ما تا اول تابستون همینه آخه چیکار کنیم یه عموبیشتر ندارم دیگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه باید هواشو داشته باشیم عمو معلومه کامنتامو خوندین اول بگو کجا گذاشتی بعدشم فکرکردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    عمو راستی در سایت جام جم آنلاین چند تا نظر دادم حتما میخونی دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بعدشم به روابط عمومی سازمان زنگ زدم گفتم برنامه شما خیلی برنامه خوبیه واز همه برنامه های کودک تلویزیون خوبتر و بهتره گفتش باشه حتما پیغامتونو اطلاع میدم
    دیگه شب وروزای خوبی جدای ازدلتنگیهاشو بگذرانید بمامان وباباتون سلام منو برسونید اگه من یه روزی مادر یا پدرتونو ببینم بهشون از بابت همچین پسر خوب ومودبشون تبریک میگم
    حالا دیگه خودتو لوس نکن عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووو یه مووووووووووووووووووو دومووووووووووووووووووووو کل موووووووووووووووووووووووووووووووووووهام فدات
    عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو رفتم حموم امروز
    عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دیگه کالانت عوض شد موکول ببرنامه بوستانتون شد
    عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو اه ههههههههههههههههههههههههههههههههههههه دیگه بی خیال بسه خسته شدم مثل اینکه شما بدتون نمی یادااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اه ولم کن دیگه خواستم بگم دوستون دارم ا بی نهایت

  9. هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
    عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو نروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو هههههههههههههه میگم ایکاش یه جوری میشد برنامه امروز را متوقف کرد تا اول تابستون آخه ما چ جوری این دوریتونو تحمل کنیم ولی میشه یه کاری کرد که برنامه بعدی را دیگه هوس تغییر دادن نیفتید چون اسم برنامه بعدیتون بوستانه میگم میونتون با کنگر چطورههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه ؟ یه ۲۰ کیلو ۴۰ کیلویی براتون سفارش دادم تا بریزن تو دهنه شما و آقای علیپور و آقای آقا جانزاده که دیگه مارو که میخوایم بشما دل ببندیم قطع نکنن
    عمووووووووووووووووووووووووووووووووووو دیگه نه مووووووووووووووووووو نه حموم فقط عمووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو نرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
    آخه من نمه دیرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بمون یکماه و دو هفته هیچ میدونی چقدره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از اینجا تا تابستون
    دیگه ضربان قلب م ندارم که بگم دودوب دودوب دودوب دودوب که فوق برنامه شروع شد عمو ایکاش هه چیز در یه چشم بهم زدن میگذشت و زودی اول تابستون میشد شما می اومدید ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
    عمو عمو عمو عمو پورنگ عمو عمو عمو عمو پورنگ ……..عمو پورنگ عمو پورنگ

    عمو پورنگ
    عمو راستی دوباره کامنتهامو کجا بردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    میگم بذار تو دیدگاه تازه نه غیب کن ماشاالله دست بغیبتم حرف نداره ااااااااااااااااااااااااااا…………………….
    خیلی شیطون شدی بیست دقیقه شایدم کمتر ببرنامه آخریتون مونده خدا کنه شادشادشادباشه اثری از رفتن و حاجی حاجی مکه نباشه
    پس تا دقایقی بعد see you

  10. سلام پاینده باشین-باورم نمیشه امروز آخرین برنامس چه جوری باعمو خدا حافظی کنم؟

  11. شبی از شب ها تو به من گفتی شب باش
    من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود
    به امیدی که تو فانوس شب من باشی
    دوستت دارم عموییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    فعلا خدا نگهدار

  12. اومد اومد نظرم رسید آخ جون
    عمو منم یکی از طرفدارای پر و پا قرص شما هستم
    عمو به وب من میای؟؟؟؟
    راستی این ایمیل مال من نیست عمو
    اگه تونستین بیاین وبم
    خواهش میکنم
    ولی خب وقتتون کمه

  13. سلام عمو
    چرا نظرای من براتون نمیاد؟
    کاش این یکی بیاد عمو جون
    خیلی دوستت دارم

  14. عموجون تورو خدا اون زنگوله رو بندازین بره چقدر تا حالا این تلفات داده؟اول پای شما،بعدامیر،خدا به داده نفر سوم برسه!شب بخیر

  15. به نام خدا
    سلام
    حاجی نازنینم پیشاپیش روزت رو تبریک می گم .
    ***************روزت مبارک**************
    وقتی از بچه ها شنیدم که اینجا دوباره بحث الکی شده با اینکه یه دنیا علاقه داشتم که بیام اینجا اما وقتی فکرش رو می کردم بیام اینجا و با ……………..پشیمون می شدم اما آخر طاقت نیاوردم نتونستم روز معلم رو بهتون تبریک نگم.
    فردا ۱۲ فروردینه و فقط روز معلم نیست،پارسال شما روز دوازده فروردین شما مهمون برنامه نقره بودید وای خدا می دونه چه روز شیرینی بود روزی که بعد از روزها انتظار چشم تموم بچه های ایران دوباره به دیدنتون روشن شد،چقدر انتظار کشیدیم تا چهاردهم فروردین زودتر از راه برسه وای خدا چقدر زود گذشت انگار دیروز بود که چهارهم فروردین بود و شما برنامه داشتید.
    کاش ما قدر روزهای خوبی که داریم رو بدونیم کاش یادمون باشه چیزی که الان داریم آرزویه دیروزمونه که برآورده شده شاید اگر اینها یادمون می موند بیشتر قدر هم رو می دونستیم شاید اینجوری کمتر به حاشیه می پرداختیم و به اصل قضیه توجه می کردیم،اصل قضیه اینکه شما اینجایین بین ما پیش ما بچه ها و این آرزوی روزهای گذشته است که به لطف خدا برآورده شده.
    حاجی چه کار جالبی انجام دادید فکر کی بود؟خیلی قشنگ بود مهندسی برخورد کردید ایده خیلی عالی بود.
    برنامه ای هم که برای آینده طراحی کردید خیلی جالبه، اتفاقا این فکری بود که من قبل از فوق برنامه پورنگ کردم آخه نیست شما رفته بودید جنگل های شمال به این فکر کرده بودم که وقتی برمی گردید یه دکوری داشته باشید که با حالت سبزی و نشاط همون جا باشه انشاالله که موفق باشید.
    من فردا میرم دانشگاه و تقریبا تا دو هفته دیگه نمیام البته اگر شما برنامه داشتید میومدم اما وقتی شما نیستید………..خونه بدونه تو صفا نداره دنیا به چشم من چه بی رنگ میشه/چراغ خونمونی وای که چه مهربونی دوست دارم یه عالمه اینو خودتم می دونی.
    دوستدار ابدیتان معصومه

  16. پرسیدم از کجا متوجه می شید که عمو کامنت هارو تایید کرده؟

  17. به نا م خدا

    عمو جونم سلام….واقعا عمو محشری….از صمیم دلم ازتون تشکر میکنم به خاطر
    ۱-برنامه ی فوق العادتون و۲-از همه مهمتر اینکه این اولین باره عمو شما دقیقا میگید کی دوباره برمیگردید.

    وای عمو یه دنبا ازتون ممنونم .دیگه گریه نمیکنم….بهونه نمیگیرم ….ومنتظره برنامه ی جدیدتون هستم.

    عمو از عنوان برنام معلومه که برنامه ی خیلی قشنگ وواقعا نویی باید باشه.انشا الاه که زنده هم باشه.

    عمویی واقعا ممنون که ما بچه ها رو از نگرانی نجات دادید….عمو هزاران هزار بار تشکر…واقعا عمو شما از همه لحاظ چه برنامه وچه سایت به همگی ماها لطف میکنید.

    اجرتون با امام زمان.

  18. راستی امروز حرف از ملانصرالدین شد یک جک ملانصرالدینی بگم. یه روز ملا نصرالدین می رسه به یکی می گه:” اگه بگی تو آستینم چی قایم کردم این زردآلوهامو می دم به تو!!”
    راستی مرجان تو هم فهمیدی مشکل از کجاست؟ خیلی سعی کردیم نفهمی.

  19. سلام آغازی! بحث تموم شد. من که گفتم آخرین کامنت.
    خانم عباسی اصلا این ها همش به خاطر اینه که چند وقتی دوخوسه بازی نکردیم. من که شروع کرده بودم همون که گفتم خانم عباسی کجایی؟ تو ابرایی؟ سوختی چون من پیدات کردم! آخی یاد چند ماه پیش افتادم که شبها کامنت می ذاشتم. جوونی کجایی که یادت بخیر!

  20. ای خداااااااااااااااا من یه چیزی گفتم معذرت خواهی کردم عباسی جونم قربونت برم مهری جونم فدات شم رفیقی که داره رفاقتمون به یک سال میرسه جان مرجان جان موژی جان آغازی تمومش کنید از یه لحاظ خوب شد این حرف ها رو گفتید اما تروخدا بابا شما سن و سالی ازتون گذشته سن مامان بزرگه مارو دارید بی خیال شید دیگه چرا برای هم خواهر شوهر بازی در میارید !!!(این علامت تعجبه ها )بسه جو نگیرتتون من یه اشتباهی کردم یه چیزی گفتم همش هم سره کامنت های طولانیه خودمون بود خانوم عباسی اساسی هم درسته مهری در زمینه املا به من کمک فراوون میکنه !! اصلا تقصیره منه که دیگه اینجا جک نمیگم مگه نه؟ میگم یه مسابقه بزاریم هرکی جک قشنگ تری گفت من خودم یه جایزه بهش میدم (مثل اون جاییزه هایی که عمو بهمون داد !!) باشه ؟ عباسی جونم و مهری جونم اگه شرکت نکنید با من طرفید! جان من دیگه این حرف های غلمبه رو بی خیال شین من کودک دورنم اینو گفته مامانه کودکه درونم دعواش کردو …بیخیال کامنت بعدیتون هم جک باشه خواهشا اگه باز حرف همینا باشه سایتو میزارم رو سرما !!
    یه روز عمو پورنگ هه هه هه هه هه هه !:)
    عمو ؟ یه مو !..عمو؟ ۲تا مو !..عمووووووووووووووو؟تمووووووووم (پایان آغاز)

  21. سلام.
    همین ابتدا یک عذر خواهی از آقای فرضیایی دارم به خاطر کامنت های بلندم در این چند روز. این آخرین کامنت من است و البته بلند. شاید بهتر باشد بگویم ” نامه ای سرگشاده به اهالی سایت ”
    *خانم عباسی* برای اولین بار کامنتم را روی کاغذ می نویسم. می نویسم تا زیر و رو کنم و اگر خاری در آن هست پیدا کنم. خانم عباسی ، دوست عزیز. بحث ها تمام شد و قرار نیست ادامه دار شود. قرار نیست دلی بشکند، قرار نیست دلخوری به وجود بیاید اما برای آخرین کلام، می خواهم حرفهایم را بزنم.
    ابتدا خطاب به دوستان و کسانی که به نحوی در این بحث شرکت داشتید. *من از هیچ کدام از حرفها دلخور نشدم و نمی شوم. می دانم هیچ قصد و غرضی در میان کلام شماها نیست. من این را باور دارم و برخلاف ” فیاضی” این جا را آنقدرها هم مجازی نمی بینم. من شماها را حس می کنم. فاصله ها برای من مفهومی ندارد. من این جا زندگی می کنم.
    “آنان که ز ما دور ولی در دل و جانند بسیار گرامی تر از آنند که دانند”
    پس شماها هم از من دلخور نباشید و اگر هستید ببخشید.
    *خانم عباسی* دل شما شکست، دل من خرد شد. نمی خواهم این جا حرفی از ناراحتی و دل شکسته بزنم اما من واقعا ناراحت شدم و البته … گریه کردم.
    باجی عباسی. دوست خوبم. اگر فرصتی داشتی سری به کامنت های این چند روزه ام بزن و دوباره بخوان. شما گلایه کردی که چرا اعتماد آن روزها نیست؟ من هم گله مندم چون اگر بود این گونه نمی شد. این چیزها نامش نمی شد :”بدبینی” و اینکه “بدون اجازه ی صاحبان حق دست به قضاوت بی مورد زده شد و پیش داوری شد”
    راست می گویید:” بین کودکی و بزرگسالی یک شکاف عمیق است به نام ترس” و من این ترس را احساس کردم. کودک بی ملاحظه زندگی می کند، بدون هیچ شک و تردیدی، بدون هیچ فکر بدی. کودک با شور و هیجان می پرد روی چرخ و فلک و بربلندای آن ذوق می کند از دیدن مناظر. کیف می کند! اما یک ترس مانع است، یک ترس به نام شک و تردید که به آن می گویند عقل! کودک عقلش نمی رسد، خطر را درک نمی کند. صندلی بی حفاظ هم باشد برمی خیزد، شیطنت می کند و شاید اتفاقی که نباید بیافتد: “سقوط !” . اما بزرگسال می ترسد، خطر را احساس می کند. “نکند اتفاقی بیافتد!” بزرگسال از سقوط می ترسد و من این ترس را این جا هم حس کردم.
    *خانم عباسی* من اهل اصرار کردن نیستم و این که تا جواب نگیرم بی خیال نشوم. من هنوز هم نمی دانم رشته ی تحصیلی شما چیست. اهمیتی هم ندارد. می دانید چرا زیاد اصرار ندارم؟ چون خودم هم نگفتم رشته ام چیست! *تینا رادفر نژاد* و *مریم صلاحی* و *فاطمه* از من پرسیدند اما من نگفتم. حالا ما دو تا مثل همیم.
    حتی *فیاضی* و فاطمه موشموشک* هم درباره ی اسمم پرسیدند. فاطمه اسم مرا از شما پرسید. یادتان هست؟ و البته شما آن موقع اسم مرا نمی دانستید. فیاضی هم دلش می خواست بداند نام من چیست و خودش بهتر می داند بعد از آن پیامک بازی جان دار ما دو تا، به جوابی نرسید! حالا نام من برملا شد چون خودم دو کامنت با نام خودم گذاشتم.
    و اما سن من. *باجی عباسی* من در آن کامنت تیکه به شما ننداختم تیکه های من نه جنبه ی تمسخر دارد نه له کردن برای رد شدن. آن کامنت فقط یک یادآوری بود. وقتی من سن شما را پرسیدم جواب درستی به من ندادید، مثل جواب من به فیاضی در مورد اسمم. من از سنم به طور قطع در این سایت چیزی نگفتم و اصلا هم مهم نیست از کجا فهمیدید. شاید گفته باشم و یادم نیست، شاید هم بچه هایی که تاریخ تولد مرا به طور کامل می دانند گفته باشند. مهم نیست. ” من فقط انتظار نداشتم شما مطرح کنید” و این را هم در قالب شوخی به شما گفتم. من هیچ دلخوری از شما ندارم چون همه اینجا هم سنیم. به قول مریم صلاحی:” بدون در نظر گرفتن سال، فقط چند ماه با هم اختلاف سن داریم!”
    *خانم عباسی* بارها اشاره کردم ما هنوز هم مثل گذشته ایم اما چرا مثل گذشته ها متوجه اشارات هم نشدیم؟؟ *یادتان هست مرضیه مینو به من گفت :” داداش و پرسید آیا پسرم؟ ” شما هم گفتی:” مهر فروتن خداییش خیلی خندم گرفت از حرف مرضیه” مرضیه ناراحت شد و مدام به شما می گفت چرا خندیدی. من بهم برخورد. ما در آن قضیه چه طور برخورد کردیم؟؟ *
    دوست خوب و بزرگوارم! متاسفم که این جوری شد و بیشتر متاسفم که دل شما شکست.
    سخن شما را درباره ی کودکی باور دارم و خودمم هم اشاره کردم به بچه ها و البته به خودمم هم. من آن جمله ها را خیلی باز نکردم چون خودش می شد یک همهمه ی دیگر. گفتم:” ما اگرچه با کودک درون اینجا حضور داریم اما واقعا کودک نیستیم. کودک درون را با بزرگ بیرون و بزرگ بیرون را با کودک درون پاسخ ندهیم.”
    شما اشاره کردی به ساخت وبلاگ. فکر کنم این را برای کس دیگری نوشتید چون من هیچ وقت چنین چیزی نگفتم و نمی گویم. و اما در مورد جواب های آقای فرضیایی به شما. در این قسمت از نوشته های شما به چیزی برخوردم که دعا می کردم نباشد. اتفاقا کسی کامنت های ما را دید و اشاره کرد:” کمی به حرفهایی که می زنید فکر کنید” **متاسفم اگر در ذهن شما و دیگر دوستان این طور جا افتاد که جواب های آقای فرضیایی به شما جور دیگری است و اینکه توجه خاصی به شما دارند چون واقعا هدف من این نبود.**
    *خانم عباسی* دوست عزیز! من متاسفم که این اتفاق افتاد. شاید اگر به صورتی می توانستم مسایلی را با شما در میان بگذارم این طور نمی شد. این به این معنی نیست که راه ارتباطی دیگری به غیر از این سایت با شما داشته باشم چون خودمم هم مثل شما روی این قضیه حساسم و می دانم دلایلتان تا حدی شبیه دلایل من است. به عبارتی “ما دو تا شبیه هم دیگریم.”
    از همه ی بزرگواران حاضر در این سایت و در راس آنها “آقای فرضیایی” عذرخواهی می کنم.
    با تشکر از توجه شما بزرگواران.
    ۱۱/۲/۸۹ صبح
    برای آخرین کلام:”کف دست مو ندارد اگر شما پیدا کردی از دل من هم می توانی خار پیدا کنی.”

  22. به نام خدا
    سلام…
    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جوووووووووووووووووووووون…
    “بوستان دوستان پورنگ”***********
    یعنی عمو،بوستان ماست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!خودت داری میگی بوستان دوستان پورنگ!!!!!!!!!!
    ماهم “دوستار بوستان دوستان شماییم عموجون جونم!!!!!!!!!!!
    بی صبرانه منتظرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    راستی عموووووووووووووووو…من ممکنه ۲برنامه آینده رو به خاطر روضه های مامان بزرگم اینا نتونم ببینم!!!!!!!!!!!!!!!!!چیکار کنم؟؟؟؟؟؟!!فاجعه ست!!!!!!!!!!!!!دعا کن عمو…
    دریا حیران-عاشق همیشگی داداش داریوش گلش…

  23. فیاضی**من همیشه با تو راحت تر حرف زدم.چون واقعا باجنبه هستی و می تونی تشیص بدی که کدوم حرفهام جدی هستند و کدومشون مزاح. تو هم یه خرده آروم باش ” اولین دوست ِ من در سایت”هفت نکته یادته؟..باجی مهشید جان صد بار بهت گفتم اینم صد و یک بار بقول این جوان های امروزی انقدر نرو تو تریپ نصیحت.فیاضی خوشم میاد خودتو تحویل میگیری اینکه میگی بی گدار به آب نمیزنم.مطمئنی نمیزنی؟دسته گل چی؟دسته گل به آب میدی؟ هر جور دوست داری صدام کن ناراحت نمیشم..در مورد وب تو و سایر دوستان هم وبلاگ همگی تون پرمحتوا و عالی هستند و هر موقع که وقت کردم به وبلاگ هاتون سرزدم و مطالب تون رو خوندم.حرفهای استاد شما و همینطور کتابهایی که بهش مراجعه کردی عالی هستند و دقیقا از منابعی استفاده کردی که قبلا همگی اونها رو مطالعه کردم.”انسان ها همه شبیه بهم هستند تنها تفاوت عقاید و افکار ماست.”بحث ما از این جمله شروع شد.این جمله رو جایی بین لایه های حافظه ات ذخیره اش کن هر موقع همدیگر رو دیدیم ادامه اش میدیم.اما مطمئن باش که تحمیل عقایدمون به همدیگه هرگز کار درستی نیست.چون اینجا باندازه کافی مورد برای بحث هست.فیاضی حرفت رو گوش کردم و کودکانه نوشتم.اما به استفاده از کلمه ها و واژه های سنگین معتقدم ،و مهم تر به این معتقدم که بهتره بچه ها از همان اوان کودکی با این واژه ها آشنا بشن تا هوش و ذکاوتشون تقویت بشه.چه ایرادی داره وقتی یک کودک می پرسه “با عرض سلام خدمت حضار محترم “با صبر و حوصله براش توضیح بدیم که معنی این جمله یعنی اینکه سلام خدمت تمامی کسانیکه در اینجا حاضر هستند.بجای ساکت کردنش میشه آموخته هامون رو بهش یاد بدیم تا قدمی در جهت تربیت صحیح اون کودک برداشته باشیم.مثلا این کامنتم رو که در مورد پست عمو دادم بخونش.
    مرضیه(مینو)**الهی قربون خواهر کوچولوی..ساله ام برم.مرضیه منم خیلی دوست دارم.خیلی زیاد..خیلی خیلی زیاد چون تو واقعا منو می فهمی.پس تنهام نذار.به امید دیدار
    بهار **جان عزیزم آبجی بهارم باور کن تا جایی که می تونم حق رو به شماها دادم و میدم.منم خیییییییییلی دوست دارم.
    سحر**جان خواخور خوبم ازت ممنونم.چون حرفهات واقعا بحق بود و به دلم نشست.تی فدا(درست گفتم؟)
    مائده**جان عزیز دلم.شما دیگه چرا؟؟تو هنوزم همون مائده دل نازک و با احساسی هستی که وقتی نوشته هاش رو می خونم صدای قلب کوچیکش رو لابلای نوشته هاش می شنوم.دوست دارم.
    آغاز پایان*” همیشه آنچه دوست داریم، نداریم راز خوشبختی در این است که آنچه که در اختیار داریم دوست بداریم” مرجان جان جان مرجان عزیزم من هیچ وقت نسبت به حرفهایی که میگی بی اعتنا نیستم.باشه حرفهای تو قبول.مگه نمیگی فضای اینجا سرد شده؟پس راه حل ارائه بده.به کم و زیاد شدن کامنت ها و کوتاه و بلند بودنشون رابطه ای نداره.یه راه حل اساسی بده.راستی” اصاصی” اشتباهه اساسی درسته مهندس جان.برای همینم نمره تون میشه ۱۹٫مرجان میگم چطوره بخاری رو روشن کنیم.مرجان؟؟..مرجان؟؟..مرجان بیا درست کن فسنجان..دوست دارم و امیدوارم روزی برسه که بتونیم همدیگر رو از نزدیک ببینم.پس *به امید دیدار*
    نرگس**عزیزم بیا جیک جیک کن،ولی غصه نخور.بدون جیک جیک های تو که اینجا صفایی نداره.منم دوست ندارم غصه ها و ناراحتی های شما رو ببینم.نرگس فراموشت نمی کنم هرگز.دوستت دارم.
    نسترن**ازت ممنونم.دوست دارم.
    تینا*خشن نگام نکن.باشه هرچی تو بگی ابجی مهربونم.دوست دارم.
    مرضیه*حق با شماست از لطف شما ممنونم.
    مهر فروتن*کجایید؟بازی دوخوسه شروع شد.

  24. سلام به همه دوستان خوبم
    قبول کنید که من هم هیچ فرقی با شماها ندارم.و من هم مثل همه شماها یک کامنت دهنده معمولی هستم. بچه ها**بخدا من دیگه واقعا از عمو خجالت می کشم.خجالت می کشم بخاطر این حرفهایی که به منو ایشون نسبت می دهید.عمو ۸ ساله عموی ما هستند اینو باور دارید؟من از عمو عذر خواهی می کنم واقعا از عمو معذرت می خوام که هر چند هفته یکبار چنین بحث ها ومسائل بی موردی بالا می گیرند که درواقع به ایشون هیچ ربطی نداره.اگر در مورد من تردید دارید فقط خودم رو بگید دیگه عمو رو هم کنار تردیدهایی که نسبت بمن دارید وارد نکنید.چون ایشون واقعا هیچ نقشی ندارند.خیلی سعی کردم خویشتن دار باشم و با هیچ کدامتان به تندی صحبت نکنم چون واقعا همگی تون رو دوست دارم اما قبول کنید که این بحث ها ی بی مورد دیگر خیلی کش دار شده اند.و من یک تنه در برابر سیل عظیم علامت سوال ها و علامت تعجب های شما قرار گرفته ام.بخصوص اینکه تمامی این تردیدها هم واقعا بیمورد هستند و در حقیقت هیچ چیزی نیست و نبوده که ماهم بخواهیم در موردش تردید کنیم.پس نگران چی هستین؟منکه جواب همه تردیدها رو دادم.پس خواهش می کنم دیگه این بحث ها رو ادامه ندهیم.و مثل سابق همچنان در این فضای پاک و کودکانه به تبادل نظر های دوستانه مان ادامه دهیم و بار دیگر هم میگم در تمام این مدت و دوستی های صادقانه ای که بین مون رخ داد تنها به یک چیز فکر می کردم.اینکه یه روزی راهمون از همدیگه جدا میشه،یه روزی این صفحه ورق می خوره و دوباره قصه ای نو با دوستی های نو اتفاق می افته.ممکنه هرگز همدیگر رو نبینم و هرگز صدای همدیگر رو نشنویم.اما یاد و خاطره این دوستی های ناب برای همیشه در قلب مون خواهد ماند.همه این بحث ها،همه این دعواها،قهر ها و آشتی ها در کنار هم باعث شدند همدیگر رو بشناسیم و پی به روحیات همدیگر ببریم.اتفاقی که در اینجا افتاد و فرصتی که برای دوستی ها برامون مهیا شد برای من تا به امروز در هیچ کجای زندگی ام رخ نداده بود.ما باهم و در کنار هم داریم روزهایی رو می گذرانیم و خاطراتی رو به ثبت می رسونیم که برای همیشه در صندوقچه با ارزشی بنام “قلب” از آنها محافظت خواهد شد.و من دلم می خواد سال ها بعد که به این صندوقچه رجوع کردیم تنها یاد ها و خاطره های خوش دیده بشن،نه دلخوری ها و گلا یه ها.من هم اگر کوتاهی کردم از همگی شما دوستان خوبم عذر می خوام.*پیش بسوی دوستی ها*

  25. سلام
    مطلب جالبی بود.بله در حال حاضر بین برنامه های کودک کمتر برنامه ای هست که برای کودکان امروزی خاطره ساز بشه و فکر می کنم علت این امر مشابه بودن برنامه ها و همینطور نزدیک شدن پرسوناژ هایی ست که در هربرنامه ای از آنها استفاده می شود.البته نباید منکر این امر شد که همراه شدن والدین با کودکان و همراهی کردنشان در کنار کودک برای دیدن برنامه مورد علاقه شان تاثیر بسزایی در نقش پذیری و ثبات شخصیتی کودکان دارد.در زمان ما تعداد برنامه هایی که برای کودکان ساخته میشد نسبت به امروز خیلی کم تر بود.انیمیشن هایی مثل گالیور،سند باد و سایر برنامه های عروسکی مثل مدرسه موش ها و .. تنها هفته ای یکبار آنهم جمعه ها پخش میشد.اما با این وجود تمامی آن برنامه ها با امکانات ناچیز آن زمان برای کودکان ان زمان که امروز به سن بزرگسالی رسیده اند خاطره ساز شدند. امروزه شرایط زندگی بگونه ای شده است که کودکان و والدین فرصت خیلی کمی برای ارتباط با یکدیگر و در کنار هم بودن دارند.و شاید یکی از عواملی که موجب شده کودکان امروزی خاطره ای برای آینده نداشته باشند همین امر باشد.از سویی دیگر برنامه هایی که برای کودکان در نظر گرفته می شوند بیشتر جنبه سرگرمی دارند و گاها هیچ نشانی از نکات آموزشی در آنها دیده نمی شود.تعدد برنامه های این چنینی نتیجه ای جز پرکردن کاذب وقت کودکان بدنبال نداشته است.احترام به کودک و شخصیت کودکان در بین نسل های جدید بنظر من با خلق شخصیت عموپورنگ پررنگ تر شد.و کودک سالاری تا حدی بین کودکان و والدین شان جای بسزایی یافت.البته منکر این نظریه که تنها یک برنامه نمی تواند پاسخگوی نیازهای روانی کودکانمان باشد نیستم.

  26. سلااااااااااااااااام عموووووووووووووووو
    عموووووووووووووووووووووو
    اومدم دعوا!!!!!!!!
    عموجان آخه من چقدرازدست شماحرص بخورم!پیرشدم ازدستت مادررررر(باهمون صدای دورگه ای که توبرنامه میگین بخونین!)
    عمووووووووووووو این همه من براتون زحمت کشیدم!!!!بزرگتون کردم!!!!!!!حالااینه دست مزدمن!!!!!!
    آخه عموی عزیزتزتزتزتزازجاااااااااان وگلم،این چه ویدیوپستیه!!!
    اون ویدیوپستای مربوط به آپ بهشت گمشده رومیگم!امروز درست مثل یک انسان محترم ومششخخص!رویدم(رفتم)به کافی نت!
    وبسیاربسیارمحترمانه تر همه رودانلودیدم!!(دانلودکردم)
    آه عمووووووووووووو…وقتی به منزل بازگشتم وبرای دیدن آن هاکامپیوترراروشن نمودم بایک فاجعه ی انسانی مواجه گشتم!!!وآن هم این که…
    عمووووووووووووووووووووو برام باز نمیشننننننن.
    لحظاتی بعد(جای شماخالی)آبجی گلم مبیناجان بامن تماس گرفتن!علت راجویاشدم!!!
    عمووووووووووووووووووووو
    آجی مبیناگفت اینابابرنامه ی کارن پلیر وخلاصه ازاین جورچیزابازمیشن!
    عموووووووووووووووووووووووووووووووو
    من ازدستت پیرشدم مادرررررررررررر…
    آه عموووووووووووومن درآن لحظه بسیارمحزون گشتم وقصدکردم که بیایم وباشمابه مذاکره بنشینم که…
    آخه عموجونم ماگناه داریم.شمازورتون به بچه رسید نه؟
    ماچقدربایدسختی تحمل کنیم.چقدربایدحرص بخوریم…
    اماعموجان…لحظاتی تامل کردم!!!درنتیجه به این نتیجه ورسیدم(اون واو بخاطرکلاس کاره!منظورم همون رسیدمه)
    که آدرس منزلم رابه عموبدهم تاایشان لطف کرده وبرنامه ی ازاونا پلیر رابرایم ارسال دارند.
    عمو:چی شد چی شد؟این یه تیکه نامفهوم بود.
    من:چی میگه؟!هیچی عموشوخی کردم.شماکه اینقدبی جنبه نبودین.خودم میزم ازفرداساری رومترمیکنم پیدامیکنم.ها؟
    عمو:آفرین.همین کاروبکن..
    من:ولی عمواون فیلم ترس من تونستم ببینم بخدا.ازاین به بعدهمیشه باازاینابرنامه هابذارین واسه دانلودنه باازاونابرنامه ها.
    هیچی دیگه همین.
    مهدیه(دخترکوچولوتون)

  27. ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام عمویی گلم ، ســــــــــــــــــــــــــــــــــلام داداشی امیر گلم ، ســــــــــــــــــــــلام آجی ها
    **************روز معلم مبارک **********
    ********بهترین معلم زندگیم روزت مبارک عموییی*********
    عمویی خوبم خوبین خوب هستن من اودم فقط روز معلم رو تبرک بگم ،
    آهان عمویی دیشب دنبال سوژه میگشتم تا یکمکی بخندم بعد رفتم سراغ آلبوم عکس کوچیکی هام چشمم به عکس خورد که تا صبح خندیدم مربوط به روز معلم هست ،
    عمویی این عکس رو میگم توضیح : موقع مهد کودکمه اون منم دارم به معلمون کادو میدم *:-)
    سوژه خنده : کادو از خودم بزرگ تره :*-)
    این هم عکس :
    http://fateme75.persiangig.com/fateme/fateme7562.jpg

    ***************عموییی انقدر دیشب خندیدم آخ دلم *****************

    مسابقه ************مسابقه********بی سابقه ********************
    *********** خانم ها و آقایان محترم آبجی ها و داداشای گل من *************

    هرکی بتونه بگه من توی این عکس کجا ام جایزه میدم مثل دفعه های قبلی :-)
    یه راهنمایی تو ردیف اولم :-)
    پاسخ به این سوال تا ۲۸ خرداد هم اعتبار دارد:-)
    این هم عکس :
    http://fateme75.persiangig.com/fateme/fateme65.jpg

    عمویی دوستون دارم
    ( حق نگهدارتون)

فلزیاب