خانه »»»» دست خط »»»» پر پرواز

پر پرواز

خدایا…

ترا بخاطر همه خوبی ها و محبت هایی که در حقم داشته ای شکر می کنم.و از تو می خواهم کمکم کنی تا بنده شایسته ای برایت باشم…
خدای مهربان چند وقتی است که می خواهم راجع به “دنیا”با تو صحبت کنم.همین دنیایی که با همه نعمتهایش برایمان ارزانی داشته ای..!!
راستش این دنیای قشنگ و زیبا که هر گوشه اش پراز دیدنی و لذت های فراوانه.تا جایی که آدمها برای بهره بردن از آن از هیچ کاری دریغ نمی کنند.مدت هاست که برای من شبیه قفس تنگی است که مانع پرواز و حرکت شده.همه چیزهایی که در اون وجود داره فقط می تونه منو سرگرم کنه نه دلگرم!!دلگرمی و امید من به روزی است که درب قفس باز بشه و من سبکبال و آزاد بتونم در آسمان عشق تو پرواز کنم.
خدایا من نمی خوام لحظه های  زیبای با تو و در کنار تو بودن رو با دنیا سپری کنم..لذا کمکم کن تا زودتر پرواز کنم،پروازی عاشقانه دور از دنیا و جدا از تن پوش جسم.

به پرواز فکر کن….

دست خط نوشته  فوق  کلیک کنید

پ . ن ۶ اردیبهشت :

برنامه امروز ساعت ۵ بعدازظهر شروع می شود

همچنین ببینید

wpid-wp-1450181978332.jpg

چرا من؟

«چرا من؟» همیشه داستان از یک سوال ساده شروع می‌شود و چه تفاوتی می‌کند که …

۲۱۸ دیدگاه

  1. باید رسیده باشه.. :-(

  2. خدایا،
    حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن
    تا درهایی را که به سویم می گشایی، ندانسته نبندم
    و درهایی که به رویم می بندی ، به اصرار نگشایم

  3. به نام خالق فرشته های پاک عموی گلم نه بیخودی حرف میزنم نه بیخودی ازشما تعریف میکنم . شما واقعا لایق تحسین شدن هستید و دراین باره که شما همیشه مورد تحسین خداوما بچه ها وبزرگترها هستید شک نکنید چون خدای بزرگ به ما بنده های کوچیکش لطف کرده ویکی از بزرگوارترین فرشته هاشوکه شما عموی نازنین هستید هدیه داده پس از خود شما میپرسم عمو جون میشه فرشته ای رو که خدا از آسمن روزمین گذاشته مردم فراموشش کنن ویادی ازش بین مردم نمنه؟؟ واین رو بدون عمو جون حتی ضعیفترین حافظها کوچکترین محبتهارو فراموش نمیکنند چه برسه به شما که بیدریغ وبی حد واندازه به همه محبت میورزید ازیادهابرید؟؟؟؟

  4. نمیدونم که تولدتون اول یا دوم مرداده اما اگه اول مرداده با روز جوان و تولد حضرت علی اکبر یکیه. پیشاپیش تبریک می گم.باید یه جشن تولد بگیری هوار تا.همه جمع میشیم میدون آزادی کلاه بوقی میذاریم سرمون.یه کیک ۱۰تنی ام سفارش بده با ۶۰تا شمع گنده حالشو ببریم.وااااا چقدر خسیس یعنی ما اندازه ۱۰تن کیک نمی ارزیم؟فقط ۱۰ تن !مگه چقدر میشه ؟نهایتش بشه ۳۰میلیون .عموووووو!ما که جیک جیک می کنیم برات .اصلا” نخواستیم هر کدوم یه تیکه نون بربری می گیریم دستمون ماست می مالیم روش که مثلا” کیکه.براتون یه گوشی خریدم آب سرد کن داره یه ناخن گیرم اشانتیون.تولدتون هزار بار مبارک.داریوش خان فقط ۳۰ میلیونه ها.

  5. آزاد باش و آزادبمیر.از طرف انجمن حمایت از دریاهای آزاد.

  6. “توکل وامید
    دوبال برای پرواز از زندگی
    به سوی آرامش هستند”

  7. این مطلب منو یاد یکی از عکساتون میاندازه.
    اون عکستون یادتونه

    “بهار شکفتن
    پرستو
    من
    تو
    پرواز
    آسمان در انتظار ماست”

  8. سلام دلم نمی خواست بیام تو این صفحه ولی چاره ای نداشتم.

    یه پیچنهاد دارم در حد … ولش کن.چی چی نهاد؟پیش چی چی؟آها پیشنهاد درسته؟ باشه ما که ثوات نداریم.سلطون محمود غزنوی رو که یادت هست؟خب الحمدلله .یادته شبا با لباس مبدل میومد بیرون ببینه شهر چه خبره؟ شماام یه بار با لباس مبدل بیا بیرون ببین دنیا دست کیه.شما که خودت دستت تو کاره. گریمی، لباسی چیزیکه کامل عوضت کنه و مامانتم نشسناست.
    یه بلیت اعتباری مترو بخر با اتوبوس و تاکسی و مترو تهرونو بگرد.خصوصا”مترو که یه عالمه آدم جمع میشن یه گله جا.آدمای جور واجورو ببین. هر کدوم یه دنیایین . ولی مواظب جیبت باش تا دست نامرد نره توش.
    تو خیابونا راه برو اجازه بده پیچک باد بپیچه لای انگشتات.بذار نسیم فصل صورتتو نوازش کنه.چتر دو سانتی موهاتو بسپار به باد.بذار صورت داریوش فرضیایی فقط برا خودش باشه و جماعت دورش جمع نشن و عمو پورنگ صداش کنن و مجبور بشه باهاشون عکس بگیره و بهشون امضا بده.

    یه جایی رو بلد نباشی و بخوای آدرس بپرسی و اولش روت نشه.قدم زنون بستنی لیس بزن.راه بری بهت تنه بزنن.از پیرزنی که گوشه ی پیاده رو بساط پهن کرده پنج جفت جوراب بخری هزار تومن ،یه بار بپوشی نخ کش بشه.رو چمن دراز بکش و از پشت عینک دودی یواشکی تماشا کن گذر تیکه ابرایی رو که تو ورق آسمون به هر شکلی که باد بخواد نقاشی میشن.دراز بکش بدون اینکه بچه ای از بالا سرت رد بشه و ولوله به پا کنه که مامان مامان عمو پورنگ.

    راه برو تا خسته و کوفته بشی و هر چی بگردی فست فود و رستورانی پیدا نکنی و مجبور بشی کیک وآب میوه بخوری و شیرینیش دلتو بزنه ،یه ساعت بعدش دوباره دل ضعفه چشماتو سیاهی مهمون کنه.وسط شلوغی وگرما درد و گیجی مبهمی سرزده سرک بکشه تو سرت.آلودگی هوا و گرده ی گلا دماغتو قلقلک بدن و عطسه و آبریزش دیوونت کنه و قرصم نداشته باشی.

    دم غروب مثل خورشید که بعد از یه روز تابیدن، تن خسته و پاهای از تاول گلی شدشو کشون کشون می بره خونه، تو هم بعداز یه روز پر تب وتاب ،تن خسته و پاهای تاول زدتو بکشونی خونه.شام نخورده و با همون عرقی که گرما و راه رفتن گاهی تند و گاهی آروم رو تنت نشونده سر به بالش نذاشته خواب همه ی وجودتو به کام بکشه.

فلزیاب